جالب
 
قالب وبلاگ
طراح قالب

جن چیست؟

جن ها حدود هفت هزار سال پیش از آدمیان آفریده شدند . جن ها همچون انسان ها مرد وزن دارند و

تولید مثل می کنند جن ها همچون انسان ها دارای اختیار هستند و انبیا را قبول دارند عده ای مسلمان

و عده ای یهودی و مسیحی و حتی کافر نیز هستند غذای دسته ای از جن ها باز مانده غذای انسان و

استخوان است جن ها قدرتطی الارض دارند و می توانند در آن واحد از یک طرف زمین به طرف دیگر

زمین بروند جن ها مثل ما حتی می خوابند و بهشت و جهنم نیز دارند. وقتی بسمه الله گفته شود جن

های کافر از انسان دور شده ودیگرآسیبیبه انسان نمی رسانند. در بلوچستان جن ها را شبیه انسان

ولی با قدی کوتاهتر و پوشیده از موهای زرد ظریف دیده اند که شیار چشمان آنها عمودی و پاهای آنها

مثل چهار پایان سم دارد این موجودات شبیه انسانها هستندکه در همه جا وجود دارند و در شب ها

فعالیت آنها بیشتر است ریختن آب جوش و نجاسات شاید باعث انتقامگیری آنها شود.

ای ترسو

تسخیر یک جن توسط انسان

شخصی از آشنایان دور ما تعریف می کرد که در خانه شان در روستا اسبی داشتندکه هرگاه صبح به اوسرکشی

میکردند می دیدند که شدیدا عرق کرده است بدون اینکه کسی بر روی او سوار شود. راوی می گوید روزی بر 

روی زین اسب قیر ریختم تا هر کسی که بر روی اسب سوار شد به قیر بچسبد و نتواند جدا شود تا صبح او را 

دستگیر کنند و علت کارش را بپرسند. راوی می گوید فردای آنروز وقتی برای سر کشی به استبل اسب رفتم 

در کمال تعجب دیدم که دختری جوان که دارای سم است بر روی اسب سوار شده و به زین بر اثر قیر چسبیده 

است. در ادامه راوی می گوید که سریع سنجاق قفلی به لباس آن دخترک جن زدم تا اورا تسخیر کنم.آندخترک

که شدیدا ناراحت بود تعریف کرد که : من تازه ازدواج کرده ام وهر شب با همسرم به اینجا می آمدیم تاتفریحکنیم.

امشب اول من سواراسب شدم که دچار قیر شدم و همسرم هر کاری کردنتوانست راهی برای آزادی من پیداکند.

و من اینجا ماندم. راوی در ادامه می گوید که آن دختر را هر طور که بود از زین جدا کردم و از آنروز به بعد از 

او بجای کلفت کار می کشیدیم و از کارهای عجیب او این بود که هرگاه برای خمیر درست کردن از چشمه آب 

می اورد آن نان دیرتر تمام می شد(پر برکت بود) اما روزی که این دختر برای آوردن آب به چشمه رفته بود دختر

کوچکی را می بیند و از او می خواهد که آن سنجاق را از لباسش جدا کند آن دختر خرد سال بدون اینکه بداند که

این دختر انسان نیست این کار را میکند وآن جن بعد از آزادی از طلسمش به خانه راوی می رود و به او می گوید

که شما در استفاده ازمن اشتباه کردید باید ازمن مکان گنج یا دوای مریضی خاصی را می خواستید من میرومفردا

به کنار فلان رود خانه بیایید اگر از انجا خون آمد که مرا کشته اند اما اگر خون نیامد مرا بخشیده اند . راوی 

میگوید وقتی به محل مورد نظر رفتیم دیدیم که از آن محل خون می آید و آن دختررا کشته اند.

جن زدگی 

"عیسی مرد جن زده ای را دید و از او پرسید نامت چیست، چرا که برای طرد ارواح پلید دانستن نام

ضروریاست.مرد جن زده باحیرت پاسخ داد:نام من لژیون است؛زیرامابیشماریم.جنهاازعیسیخواستندکهآنانراازبدن

مردخارج کندوبه درون گلهای از خوک ها در آن حوالی بفرستد. خوکهای جن زده به پرتگاهی هجوم بردند و خود را

درون آب پرتاب و به صورت دسته جمعیخود کشی کردند. مرد که اکنون از شر اجنه خلاص شده بود، با قدرشناسی و سپاس گویان به پای عیسی افتاد."

"نگری" و "هارت" از عناصر کنایت آمیز این حکایت مشهور برای بیان ایده ای استفاده می کنند که در کتاب مشترک شان، برساخته اند.

آنچه ازنظرآنهادراین روایت مهم است،تضادضمایرمفردوجمعی است که درآن به کاررفته است.اینکهناممردلژیوناست

وتاکید می کند که ما بی شماریم و...آن ها در شرح ماجرا به رمان "جن زدگان"داستایوسکی،نیزاشارتی می کنند

و با توجه به جامعه شناسی ادبی و سیاسی عصرکمونیسم، برهه ای از تاریخ بشری را شرح می دهند، فصلی

که مشابهت های بسیاری با زمانه ما دارد و انگار که نمی خواهد تمامی داشته باشد.

من اما دراین نوشته می خواهم به نکته مهمی دیگری اشاره کنم که درروایت عهد جدید وجود دارد و می تواند

بیانگر بخشی از پدیدارهایسیاسی عصر ما نیز باشد؛ خواست داوطلبانه اجنه برای فراروی از بدن لژیون و سپس

هجوم خوک های مبتلا شده به پرتگاه و خودکشی دسته جمعی آن ها. این همان چیزی است که این روزها آن را

می توان دید. "جن زدگی" و "تاصل شر" را نمی توان به هیچوجه در زندگی روزمره خود انکار کرد. مخصوصا اگر در

جایی زندگی کنی که نام آن را جهان مسلمانان می توان نام نهاد. اگر بخواهیم به زبانمیخاییل باختین حرف بزنیم،

باید گفت این مردمان جن زده به تازگی چیزی را کشف کرده اند که در زندگی شان خیلی مهم است و آن"امر

معمولی" است. امر معمولی خیلی چیزها می تواند باشد، اما درکشورهای خاورمیانه مهم ترین شان جن زدگی

است. جن زدگیفراگیر است و باید آن را درمان کرد. به چند "رخداد" اشاره می کنم که هم عمق جن زدگی را به

نمایش می گذارند و هم نشانه هایی از خارج شدن اجنه از جان لژیون است:

1.در کشور جن زده ما بعد از کشمکش های زیاد میان رییس جمهوری و نهادهای خودساخته وی مثل دادگاه ویژه

انتخابات و هم چنیناطرافیان انحصارگرای او و وکلای جدید مردم، برخلاف میل کسانی تمام شد که خواب های

پریشان گذشته های تلخ را می دیدند. مهمنیست که وکلای ملت تا چه اندازه به وظایف شان آگاهی دارند و اصلا

می دانند که فلسفه نمایندگی چیست یانه؟ مهم این است که آن هادر نخستین گام امری را به نمایش گذاشتند

که میتوان پیروزی اراده جمعی نام نهاد. اگر داستان ناکامی قانونی و سیاف را نیز بر این تحولات بیفزاییم،نمایشی

جالب تری در صحنه سیاسی می توان مشاهده کرد. 


2.پدیده جالب تری که این روزها در میان مردم اتفاق افتاد، برگزاری تظاهرات های ضد ایرانی در افغانستان و نیز

راه اندازی یکتظاهرات ساختگی و مضحک تر از سوی نهادهای جمهوری اسلامی با به نمایش دآوردن چهره فلک

زده چندتن از مهاجرین افغانی مقیمایران بر ضد مزدوران بیگانه ای بود که در داخل افغانستان دستیابی به آن ها

برای محاکمه کردن و شاید محارب دانستن آن ها ممکننبود. آن ها به لحاظ حکم شرعی مفسد فی الارض

هستند و کسانی که در ایران علیه آن ها شعار دادند، در خط اسلام ناب! از نگاه مناما، همه آن ها جن زده

هستند. اینکه چه زمانی اجنه در روح آن حلول کرده اند، دیدگاه ها متفاوت اند. ولی این هم مهم نیست. مهم

ایناست که همگی جن زده اند. جن زدگی قدر مشترک همه ما است. اگر ما را بهم ضرب بزنند و میان ما نه یک

تا، نه دوتا، نه چندتا، بلکه چندین ضربدر بگذارند، باز مخرج مشترک جن زدگی است. مگر می توان پیوندی محکم تر

از این یافت؟ شاید بتوان به راحتی از کنار چنین پدیده ای مانند ده ها پدیده اجتماعی و سیاسی دیگر، گذشت.

اما واقعیت این است که عکس نقیض این قضایا از صورت مثبت شان مهم تر است. پرسش این است که چرا همه

می خواهند به این مردم جن زده تکیه کنند؟ چرا هیچ کس از شیاطین حلول کرده در این بدن های رام نمی

هراسند؟ چرا می خواهند خود را به لژیون منتسب کنند؟

سه. در تونس آتش زدن یک جوان جن زده که می توان اورا لژیون خواند، معجزه ای را رقم زد که شاید در تاریخ این

سرزمین وسرزمین های مشابهش، برای همیشه جاودانه بماند. جنبشی که از تونس شروع شده و این روزها

سرزمین فراعنه را در برگرفته است،انبوه خلق جن زده را به نمایش می گذارد. انبوه خلقی که حتی یک گلوله

شلیک نکرده است. مصر سرزمین پیامبری به نام سیدقطبو گفتارهایی چون جهاد و جامعه جاهلی است. آیا به

راستی این یک معجزه نیست که مردمان چنین سرزمینی فرعون را نه با گلوله خالداسلامبولی، بلکه با یک حرکت

مدنی، تا انتهای سقوطش، بدرقه می کنند؟ در تاریخ آمده است که وقتی سربازان ناپلئون بناپارت، شهرهای 

آلمان را در می نوردید، هگل در حال تدریس بود. هگل در حالی که در صحن کلاس درسش قدم می زد و شاید در

باره روح ابدی، آزادی، عقل، و یا هرچیزی که اسمش را بنهیم، سخن می گفت. او وقتی صدای شلیک گلوله های

سربازان فرانسوی را شنید، گفت: این صدای انفجار عقل است. یا وقتی ناپلئون را سوار بر اسب دید، گفت: این

جان جهان، روح آزادی و... است. احساس من این است که اگر امروز هگل مثلا به جای شیخ الازهر مشغول

تدریس در بزرگ ترین دانشگاه علوم اسلامی در جهان اسلام، بود، فتوای تحریم تظاهرات مصریان را صادر نمی

کرد، بلکه می گفت: این صدای عقل فسرده عربی است. بگذارید تا از بند آزاد گردد. شاید می گفت: اکنون اجنه

در حال فرار هستند و به سوی جان های خوک ها و سرانجام به سوی غرق شدن در حرکت اند. مهم نیست که

امروزه کسانی ریشه های این حرکت ها را به کجا می برند. چون این حرکت ها ریشه ای ندارند، جز اینکه می

توان گفت، این حرکت ها فراروی اجنه را تسهیل و تسریع می کنند. نشانه هایی که این حرکت ها هنوز از خود

برجای نهاده اند، بیانگر یک گسست تاریخی است. گسستی که به گفته فوکو میان "امر گزاره پذیر"/ دیرینه

شناسی و "امر رویت پذیر"/ تبارشناسی، به وجود آمده است. مگر نه این است که فوکو در تاریخ جنون نشان می

دهد که چگونه آدم ها، دیوانگان را در کناره های رود راین، در کشتی ها سوار می کردندو به صورت دسته جمعی

به دنبال عقل می فرستادند؟ اکنون در خاورمیانه آیا زمان آن فرارسیده است که اجنه از بدن لژیون خارج شوند؟ آیا

فصل کوچ شیاطین نزدیک است؟

جن و انسان‏

اجمالاً مى‏دانيم جن، گاهى در زندگى انسان تأثير گذاشته و برخى از انسان‏ها نيز در زندگى جنيان مؤثر مى‏باشند. اما اين موضوع به دليل ناپيدا و پنهان بودن، با افسانه‏سازى‏هايى همراه شده كه به بيشتر آنها نمى‏توان اعتماد كرد.

جنيان مى‏توانند با برخى از انسان‏ها ارتباط برقرار كنند. برحسب روايات آنان با انبيا و ائمه(ع) ارتباط داشتند. گاهى

نيز ارتباط بعضى ازانسان‏ها با جن مشرك و كافر، موجب افزايش گمراهى و طغيان آنها مى‏شود: «وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ

مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّفَزادُوهُمْ رَهَقاً»؛ جن (72)، آيه 6.؛ «و اينكه مردانى از بشر به مردانى از جن پناه

مى‏بردند و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيان ايشان مى‏شدند».

بنابراين جن - چه مؤمن و چه كافر با انسان ارتباط برقرار مى‏كند. اين موضوع به صراحت در قرآن و روايات وارد شده

است‏.


[ ] [ ] [ ☼☼☼یه دوست خوب☼☼☼ ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

سلام انشالله خوب باشی
خواهریابرادرعزیزم امیدوارم
بی بهره ازوبم نری اگه خوشت
نیومدحتماتوقسمت نظرات
یاتونظرسنجی وب بهم بگو!
"التماس دعا"
*اللهم عجل لولیک الفرج*
دوستدارتون:
☼☼☼یه دوست خوب☼☼☼
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب

statistics

جالب

پیج رنک گوگل